تولد

قرار بود دیشب مامانم اینا بیان خونمون برای ساله

خانوم جانم (مامان بزرگم )و قرار بود مامان از رستوران

سره کوچه ما غذا بگیرن .

ساعت۷ بود که خواهری زنگ زد که ما هماهنگ کردیم

امشب تولدت رو برگزار کنیم یعنی چهار روز زودتر گفتم

نه همون دوشنبه بیاین گفت اخه آزی امتحان داره سه

شنبه و باید درس بخونه البته قبلش هم گفته بود منتها

من قبول نکردم ولی وقتی اینو گفت و گفت که اگه

دوشنبه هم میومدیم شام نمیموندیم و یکی دیگه به

خاطره سرمای هوا و مریضی یه ذره قانع شدم ولی

دلچسبم نبود .

به شو شو هم گفتم برنامه اینه گفت باشه من میرم ماه

بانو .

خواهری اینا که اومدن هنوز شو شو نیومده بود بعد از یه

 مدت با یه جعبه کیک و یه دسته گل اومد (من عاشقه

لیلیوم هستم و یکی از گلاش لیلیوم بود )  

                                                      

 

24.JPG    

  25.JPG

شام که مامانم سفارش داده بود آوردن چلو کباب

بختیاری بود خوردیم .

بعد کیک بازی و کادو بازی که مامانم و خواهری اینا

خیلی زحمت افتاده بودن نفری یه شمش برام آوردن به

اضافه یه شکلاتخوری بزرگ مارک بوهمیا .

26.JPG

دستشون درد نکنه .

ولی از شو شو دلخور بودم برام شمع نگرفته بود کیک رو

که داشت میبرد گفت واااااااااااااااااااااای شمع نگرفتم

الان برم بگیرم گفتم لازم نکرده برات مهم نبوده که شمع

یادت رفته دیگه گفت به خدا انقدر شلوغ بود که اصلا از

ذهنم رفت (ماه بانو شیرینی فروشی معروفی تویه

محدوده غرب تهران هستش و شبهای جمعه هم صفیه )

دیگه باهاش حرف نزدم گفت کادو هم بعدا برات میگیرم

البته میدونم که الان اصلا موقعیت کادو خریدن نداره ولی

 قولشه به من داده اصلا برای کادو ناراحت نشدم چون تا

 حالا هر مناسبتس برام کرده فقط برای شمع ناراحت

بودم .

مامانم اینها که رفتن اومد بالا بغلم کرد و گفت ببخشید

من جواب ندادم گفت خب ببخشید دیگه باز هم جواب

ندادن چند بار دیگه گفت و من هم حرصم دراومد و یه

ساعتی بلند بلند غر زدم با هم بحث کردیم و با حالت قهر

خوابیدم .

صبح که پاشدم دیدم برام میوه گذاشته تویه کیفم که

بیارم اداره .

منو که دید سلام کرد و گفت رفتم برات ماشین رو گرم

کردم که خواستی بری بتونی زود بخاریشو بزنی گرمت

باشه یخ نکنی .

گفت گلوم درد گرفته دیشب همش لحافو کشیدی سره

خودت من یخ کردم باز هم حرف نزدم فقط رفتم براش

لیمو شیرن قاچ کردم آوردم .

گفت تو که انقدر مهربونی چرا انقدر بد اخلاقی ؟

میخواستم دوباره شروع کنم که اصلا حس نداشتم .

ازش خداحافظی کردم که بیام دیدم لقمه نون پنیر برام

درست کرده بود گرفتم و اومدم .

/ 15 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم پاييزی

ای وای خانومی حيفه بخدا سر يه همچين موضوعی اوقاتتون و تلخ کنين . خودت يه بار اين پستت و بخون و خودت و يه خواننده فرض کن فقط . ببين چه حسی پيدا می کنی تولدت يه يدفعه اتفاقی شده . آقای همسرم که تندی رفته از يه شيرينی فروشی خوب برات کيک خريده تازه ليليوم هم خريده . حالا بنده ی خدا شمع يادش رفته مگه چيه ؟ تازه من تولد مامانم با اينکه بابا اين همه سفارش کرده بود شمع يادم رفت بخرم به جاش يه دونه کبريت گذاشتيم کلی هم جالب شد . بيچاره آقای همسر که هول هولکی شده و تازه بعدشم اين همه عذرخواهی و منت کشی کرده به خدا حيف لحظه هايی رو که ميتونن خيلی قشنگ باشن خراب کنيم

مامان نی نی ناز

سلام مامانی.. دقيقا و بدون کم و کاستی من هم با ؛مريم پاييزی؛ موافقم.. //

هستی جوجو

تولدتون مبارک بابا خوبه کيک گرفته واسه من که يه تبريک هم نميگه

سارا

تولدت مبارک باشه قدر شوهرتو بدون .... شرمندم که اينو ميگم ولی نبود يه شمع کوچولو ارزش اینهمه ناراحتی رو نداره زودی برو از دلش در بیار وگرنه با خودش میگه چه فایده که اینهمه باهاش مهربون باشم واسه دفعه بعد ممکنه دیگه اینکارا رو نکنه بازم ببخشید که اینقد فضولی کردم خواهر

سمير

خداياااااااااا از دست ما خانوما. آخه خانوم من عقلم کمه ميزنم تو ذوق شوهرم. شما چته؟ سر يه شمع!!! نکن تورو خدا نکن. من که از حماقتهای خودم واقعا خسته شدم. توهين نميکنم خدای نکرد ها. ولی ديشب که با خواهرم صحبت ميکردم گفتم اين سری امير هرچی آورد زدم تو ذوقش(‌خاک تو سرم) بعد صب خواهرم يه نايلکس خوشگل که امير لباسا رو توی اون گذاشته بود برداشت. بهش گفتم اينو امير آورده ها. گفت کادوهاش اخ بودن نايلکسش بهه. شرمنده شدم. کادوهاتم مبارک. من عاشق بوهميام توي اين ظرفت ميوه خشک بريز برای پذيرايی و مهمونيای بزرگ خيلی باحال ميشه

k

man 100 darsad ba baghiye movafegham va be onvane kesi ke az nazare sani az shoma bozorgtare khastam ye tosiyey doostaneh behet bokonam,marda ta ye modat tahamol mikonan vali age be hamin raviye edame bedi bad az chand sal az cheshmesh miofti in chiziye ke daghighan bara khodam etefagh oftad ke hala age bemiram shoharam migi be jahanam.ghadre shohareto bedoon tavalodet ham kheyli kheyli mobarak

سارا

وووااااای چه شوهر مهربونی داریانقدر کج خلقی نکن باهاش٬ گناه داره پسر مردم ضمنا تفلدتون هم پيشاپيش مبارک باشه سيل کادوها هم اميدوارم همچنان در جريان باشه که اين بهترين قسمت هر تولده

خانم خونه

تولدت مبارک خانومی . بابا چه کادوهاي خوبی هم گرفتی دست مامانی و خواهری درد نکنه . شوهری رو هم ببخش مردا فراموش کارن. بازم خوبه معذرت خواهی کرده آقای خونه که اينطور موقع ها خودش و کاملا ميزنه به اون راه راستی اين شيرينی فروشی ماه بانو دقيقا کجاست؟ ميشه آدرسش و بدی . کيکاش خوبه که برای تولد ايليا اونجا سفارش بدم ؟

مامان نازنين

مبارکت باشه . حسابی کادوهای توپی گرفتی خيلی مبارک باشه . اينقدر هم حساس نباش لطفا؛ .