استخر

پنجشنبه از اداره که داشتم میرفتم پام یه پیچ اسای خورد طوری که کفشم از پام نصفه دراومد و پشت سرم هم یه عالمه از همکارا بودن که داشتن به سمت پارکینگ میرفتن دیگه منهم یه عالمه راه رو با کفشه نصفه رفتم بقیش رو هم کفشمو پام کردم و یه طرف کفشم پاره شده یک ماه هم نشده بود که خریده بودمش .

دیروز بالاخره موفق شدم و با فندق رفتیم استخر ساعت نزدیکای ٩ بود که رفتیم به خواهری هم هرچی گفتم بیا نیومد .

خیلی خوش گذشت خیلی مخصوصا که فندقی هم کلی حال کرد ولی اولش انقدر لرز کرده بود که خدا میدونه .بعذ از یک سال و خردهای که از شیر گرفتمش دیروز باز هم خیلی به هم نزدیک بودیم و من کلی کیف میکردم که فندقکم تو بغلمه و چشمایه خوشگلش انقدر نزدیکم هستش و برق رضایت توش موج میزنه .

از استخر هم اومدیم شو شو جونی استامبولی درست کرده بود خوردیم و غش کردیم . 

بعد از ظر هم رفتیم کفش فروشی و بهش گفتم اولش پررو بازی در|ورد و من هم خیلی جدی بهش گفتم اگه یا پولشو به هم پس ندی یا برام عوضش نکنی میرم شکایت میکنم گفت حالا من میبرم کارگاه گتم نه باید عوض کنی .

شوشو هم گفت اینجوری که نمیشه یک ماه هم نیست داره میپوشه .

دیگه این که بدنم هم انقدر بی جنبه تشریف داره که از درد دارم میمیرم مخصوصا دستام انقدر که ورزش نمیکنم .

صبح سر یه تقاطع که باید دور میزدم تصادف شده بود و من هم از شانسم پشت اونها بودم باید از اونجا رد میشده نمیتونستم انقد رکه بازوم درد میکرد نمیتونستم فرمون رو بپیچونم ماشینا هم پشت سرم بوق بوق گریم گرفته بود دیگه با بدبختی از اون پشت در اومدم و دستم هم گفت چچچچچچچچچچق

ولی هیچیم نشده فق بازوم خیلی درد میکنه .

/ 8 نظر / 10 بازدید
متين

سلام عزیزم. من هر روز وبلاگتو مي‌خونم. خيلي لذت مي برم. انگار دارم فيلم سينمايي نگاه مي‌كنم. انگيزه‌ات از اينكه لحظه لحظه زندگيتو مي‌نويسي چيه؟ [سوال]

ندا

سلام خانومی خوبی فندوقی خوبه؟ منم از بس کار کردم مچ دستم درد ميکنه[ناراحت]

پریسا

خدا بد نده.نگفتی بالاخره کفشو برات عوض کرد یا نه؟[سوال]

مامان وروجکها

به به می بینمه ورزشکارشدی ادامه بدی مقام هم بدست میاری[ماچ][گل][ماچ][گل]

مامان وروجکها

به به می بینمه ورزشکارشدی ادامه بدی مقام هم بدست میاری[ماچ][گل][ماچ][گل]

طیبا

آفرین خانم ورزشکار[دست] ای این چه کفشی بوده که بعد از یک ماه پاره شده [تعجب] اینجا خوبیش اینکه بسته به جنس تو حداقل یک مه فرصت داری جنس را عوض یا پس بدی ما تا حالا کلی لباس و کفش پس دادم مثلا کفش را چند هفته می پوشم می بینم پام اذیت میشه می رم پس می دم فقط می پرسن چرا من هم همینو می گم و انها بدون سوالی قانع میشن و پس می گیرن[نیشخند]

ملودی

وای مگه چه جوری پات پیچ خورد که کفشت نصف شد؟؟؟[تعجب] راستی بالاخره مرده کفشتو عوض کرد؟

مادر

[قهقهه] کلی خندیدم بابت کفشه. من کفشی که الان پامه رو سه چهار سالی میشه دارمش هیچیش نشده. مامانم هی میگه عوضش کن ولی دلم نمیاد آخه توش خیلی راحتم. بعد فکر کنم فندقی شما دختره که با هم رفتین استخر فندقی ما پسره با من راهش نمیدن اتفاقا امروز بعد از ظهر قراره با باباش برن استخر. شاید قبلا گفته باشم یادم نمیاد ولی منم مثل شما سال 80 ازدواج کردم و 84 نی‌نی‌دار شدم. منتها من متولد 61 هستم [چشمک] راستی منم ازونایی هستم که هرچی میخورم چاق نمیشم. بیا یکم گوشتامون رو با هم طاق بزنیم[زبان] منم همیشه سر بردیا با باباش درگیر میشم هی لی‌لی به لالاش میذاره بهش میخنده اینم دیگه حرف منو گوش نمیده همش بهونه میگیره شبا هم به زور میخوابه! خدا به فریادهامون برسه...