امان از اين شوشو

اخانواده شو شو شهرستان هستن و شو شو هم از

وقتی که دیپلم گرفته دیگه با خانوادش نبودو به صورت

مجردی و مستقل زندگی کرده اول اینکه همون سال

دانشگاه قبول میشه و ۶ سال میره اهواز بعد هم چون

 رشتش فنی بوده یه کاره خوب پیدا میکنه تویه تهران .

برای همین دیدارهاشون خیلی کم بود فقط یه خواهر

اینجا داره .من هم یکی از دلایل انتخابم این بود که

خیلی خود ساخته است و خیلی خوب میتونه

مسئولیت پذیر باشه .

حالا بماند اون مدتی که قبل از ازدواج با من چقدر به

 خانوادش سرویس دادههههههههههههههه با این که

 وضعیت مالی پدرش اصلا بد نیست ولی خوب دیگه

اونها هم بدشون نمیومده یکی دیگه ساپورتشون

کنه .الغرض شو شو جون هر چی کار میکرده یه مقدار

برای اجاره خونه و خورد و خوراک برمیداشته و بقیشو

میفرستاده برای خانواده محترم .

روی همین حساب هم شو شو موقع ازدواج جز یه

موبایل (که اون موقع یه ذره مهم بود)و ۳ ملییون تومان

پول پیش خونه چیزی در بساط نداشتند .

تمامه خرج و مخارجه عروسی با خودش حتی کادوهای

سر عقد هم خودش گرفته بود و داده بود بهشون که

بدن .

حالا همه اینها رو گفتم که این پسر که انقدر که

بهشون سرویس داده بالاخره یه جاهایی باد دستشو

بگیرن که زهی خیال باطل .

همه اینها توی ...بخوره اومده بودند دیدنه خونمون

(البته خونه اولیه ۱۰۰۰ هزار تومان ساله ۸۲ دادن که

 صد البته شو شو داده بود )هیچیو هیچو کادو نیاوردن

که هیچ برای فندق هم شو شو خوراکی خریده بود و

داده بود دسته مادرش و فکر کرده بود که من نمیفههم

و من ... حالا من خودم روم نمیشه خونه یکی یه مدت

نرفتم دسته خالی برم حتما یه چیزی میگیرم دستم .

حالا باز هم هیچی از یه لباسه فندق خوشش اومد و

گفت از کجا گرفتی من هم آدرس دادم .

بعدکه از خونه ما رفتن زنگ زدم به خواهر شوهرم که

بگم جاشون خالی نباشه که ازش پرسیدم راستی

رفتین لباس فروشیه گفت آره مامانم برای اسمه نوه

کوچیکا رو گفت و گفت برای بچه خودم هم خریده که

حرفشو خورد یعنی خانوم رفته بوده دو دست دو دست

برای اونا خرید کرده بود و فندق هم در نقش هویج به

شو شو گفنم حرصش دراومد و گفت یعنی چی گفتم

آره تازه کادی خونه هم نیاوردن گفت ما هم برا

خونشون

۰آخه تازه ساختن )چیزی نمیبریم اگه گله هم کردن

من هم میگم .

حالا شازده برداشته برای گل مامانشو گل باباش

سوغاتی آورده آیییییییییییی سوختم آااااااااااای سوختم

 که خدا میدونه آخه اونا که از شهری به شهری میان و

 دسته خالی حتی یه ش هم برای فندق نمیارن آخه

تو چرا برای اونا آوردی .گفت عیب نداره ذوق میکنن

گفتم عیب نداره من کلی حرص بخورم حالا اونا بذا ذوق

کنن گوره بابای من .hhhhh.JPG

این هم عکسه سوغاتیهای خودم که عکسش واضح

 نیست پست بعد میذارم ولی حالا چون قولشو  دادم

میذارم .

دو تا پلیور یه چکمه یه جفت دستکش چند تا شکلات یه عالمه از این سوپهای آماده که مزش فوق العاده است .

/ 16 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
afshin,germani

.......... ضمن همدردی با خانواده های این عزیزان و ......... به اميد آزادي تمامي یارانمان

نازی

درکت ميکنم بد جور.فقط ميتونم بگم بی خيالشون شو که بهترين کاره

زهرا

واه واه . يعنی چی ؟ چقدر آدم از اين بی احترامی ها حرصش می گيره

مهسا مامان ملودی

daghighan mifahmam ke che hesi dare madr shoo shoo men na chizi mifreste va na entezar dare ke vasash befrestim amma ma mifrestim chon ye kam seneshoon balast vase hamin ma tavagho nadarim.amma azizam oonha ba in kareshoon khodeshoon ro biehteram mikonan.manam hers khordam che berese be shoma.rasti man linketoon kardam

سمير

سلام خانومی چند خط اولو که خوندم ديدم به به اينا که انگار سرگذشت خودمه. خوشم اومد از وبلاگت. رفتم آرشيوتم خوندم. راستش يه چيزی ميخواستم بگم. يه جا نوشته بودی کوچولوت شستشو ميخورده تو هم کتکش زدی. ببين خانومی حتما خودت ميدونی که بچه ها اين کارو برای آرامش انجام ميدن. وقتی اين کارو کرد نبايد بزنی فقط حواست باشه که دستش تميز باشه تا دهنش آفت نزنه. همين. دعوا کردن که نداره ديگه. اين عادت خيلی از بچه هاس. گناه داره به خدا. در مورد قوم يزيد هم!!! انگار درد دل همه عروسا يکيه

مريم پاييزی

به قول سمير در مورد قوم يزيد هيچچچچچچچچ حرفی واسه گفتن ندارم پستايی که نبودم و نخوندم و الان همه رو خوندم راستش يخورده زياد ناراحت شدم آخه تو همه ی پستات به جز اونايی که شوشو ماموريت بوده با هم جر و بحث يا دعوا داشتين دستور يه آش و به طيبا دادم تو هم از اون درست کن بخورين مشکل حله

يه آشنا

سلام خانومی. درکت ميکنم.به نظر من اينطور آدما از حسوديشونه.دعا کن هميشه شوهرت سالم باشه و بتونه کار کنه و هيچوقت دستش رو جلوی اينجور ادما دراز نکنه (مثل هميشه)

يک نفر همدرد

به نظر من شوهرت اونا را بد عادت کرده که خودش خريد می کنه ميده دست اونا تا به اسم اونا در بره . باور کن اونا منتظر بودن کادو خونه پسرشون بخره بده به اونا چون اون اين کار را نکرده و اونا هم چيزی نخريدن . اصلاْ‌ نميدونم چرا اینقدر خانواده شوشو ها با عروس هاشون بد هستند و اگر اونا در آسايش باشند به اونا سخت می گذره . مثل جالبی هست که ميگن قربون برم خدا را يک بوم و دو هوا را اين مثل دقيقاْ برای من مصداق پيدا کرد زمانی که باردار بودم همزمان با بارداری خواهر شوشو بود از يک طرف به شوشو من ياد می دادن که مبدا به خانمت کمک کنی تنبل بشه ديگه بيچاره ميشی از يکطرف به دامادشون می گفتند . تو رو خدا مواظب دخترمون باش به نظر خيلی ضعيف شده ببين من چه می کشيدم به اين خانواده شوشو البته + اين مسائلی که شما به اون اشاره کرديد

هستی جوجو

کاش هيچ چيز نيارن واسه من ميارن بعد يجوری ديگه به من نيش ميزنن

تارا

سلام ههههههههه ابجی تازه شدی مثل خودم دست نزار رودلم که خونه هههههه موفق باشی یاحق