عیادت

سه شنبه از اداره که رفتم سریع حاضر شدم و رفتیم سعادت آباد سینما .

فیلم زنها فرشته اند با این که خیلی ازش تعریف شنیده بودم خیلی خوشم نیمومد طوری که وسطای فیلم خوابم گرفته بود و حوصلم خیلی سر رفت .

دیرزو هم رفتیم خونه دوستم که تصادف کرده بود .

طرف مربوطه از اونایی بود که تویه دوران دبیرستان حدودای ١٠   ١٢ سال(خدایی پیر شدم چقدر در دور دستها دیپلم گرفتم) پیش کاکل میذاشت و خلاصه کلی ادعای خوشگلی و مهمتر خوش تیپی داشت و یه دوست پسر هم داشت که کلی براش میمرد و از اونایی بود که دمه در مدرسه وایمیستاد (پنجره کلاسمون به بیرون دید داشت )و فقط اینو نگاه میکرد و دوستمون هم کلی حال  میکرد که ببینید چقدر عاشقه منه و برام میمیره .دیگه ما دیپلم گرفتیم و بی خبر از دوستمون تا اینکه۶ سال پیش اتفاقی تو شهروند پونک  دیدمش و با یه شکمه گنده همراه با شوهرش .

منتها شوهره همون آدم مزبور نبود یه جوری کشوندمش کنار و گفت با فلانی ازدواج نکردی گفت نه بابا خیلی به خانواده ما نمیخورد (حالا بعد از ٣ یا ۴ سال دوستی)

خلاصه شماره تلفن رد و بدل کردیم و ارتباط بیشتر شد .

ته تویه قضیه رو در آوردم و گفت آخه میدونی خانواده ما رو که دیدی چه با کلاس و پولدارن اصلا به هم نمیخوریم بعدش هم من با این خوشگلی (هنوز بعد از ازدواج و با یه بچه تو راه پیوند ابروهاشو برنداشته بود کلا تو توهم زندگی میکنه )خو ش هیکلی دیدم نه جور در نمیاد .

حالا اون پسره خوشگل و خوش قیافه و کلا جذاب و شوهرش کچل (البته شوشویه خودم هم کچله هاااااااااااااااا)

شکم گنده و...

دیگه یه بار میخواست برای خودش تولد  بگیره با همون دوستای دوران دبیرستان که به تک تکمون که زنگ میزد برای دعوت میگفت من اصلا کاری نمیخواهم بکنم آخه نه که من ماشین ظرفشویی دارم کارام راحته ....

دیگه ما رفتیم دیدیم یه پوره سیب زمینی گذاشته و بدون کیک حالا ایناش خیلی مهم نیست آدم برای شکم نمیره که ما رو کشت که شوهرم گفته تو نمونه ای میتونی مهمونی به این خوبی برگزار کنی ماهی همتا نداری

حالا همه ما هم فکامون یه متر باز بود و چسبیده بود به زمین که آره خب

بعدش اورد طلاهاشو نشونمون داد و گفت ببینین بچه ها من خیلی خوشبخت هستم و از زندگیم راضیم این هم نمونش من یه عالمه طلا دارم.

من ماه عسل رفتم ترکیه این هم عکساش تازه شوهرم هم به من گفت چون هیکلت خیلی خوبه من دوست دارم همش بریم دریا و همش با مایو بگردی بعد از یه مدت هم گفته حیفه دوست دارم ل خ ت باشی و همه ببینن که من با چه ماههی زندگی میکنم

منو یکی از دوستام که با هم خیلی صمیمی هستیم به نام س نتونستیم جلویه خودمون رو بگیریم و بلند بلند خندیدیم

حالا به همه این تفاسیر

تصادف کرده البته تو ماشینه دوستوشن بود انقدر پز داد که آره من الم من بلم از در شهر اومده بودن ببینین که ما چقدر مهمیم وای یه عالمه ازم خون رفت بدن وقتی مقاوم باشه همینه دیگه

شوهرم همش از رفتاری غذا میگیره و میاره منو بغل میکنه بچه ها رو بغل میکنه چپ میره راست میاد منو بوس میکنه من عشقه رویایمو از خدا گرفتم من چی کار میکردم اگه دیگه چشمایه خوشگلتو نمیدیم/

 

آخرش که با س داشتیم برمیگشتیم دوستم بهم گفت دوستمون خدایی بن بست خندستا تصادفش رو هم به رخ ما میکشه .

حالا براش آرزو میکنم که زودتر خوبه خوب بشه .با همه این چیزهایی که گفتم خیلی مهربونه

/ 10 نظر / 5 بازدید
پرپری

ما که داشتیم می خوندیم کلی دل ریسه رفتیم . تو دیگه چه حالی شدی؟ یه بار اگر اومدم تهران و قرار گذاشتیم نامردی اگه این دوست باحالتو دعوت نکنی.[قهقهه]

پرپری

خوبم عزیزم . دارم سعی می کنم منفی فکر نکنم.[ماچ]

مامان وروجکها

خانومی بعضی ها کمبودایی دارن که بااین تفاسیر جای خالیه اونارو پر میکنن بالاخره هرکی یه جور [ناراحت][ناراحت] عزززززززززززززززززززییییییییییییزم زنههههههههههها فررررررررررررررررررشته ند [شوخی][شوخی][شوخی][شوخی]

مژگان مامان آندیا

اولاً خیلی بد جنسی که به من نگفتی اینجا رو دوباره آپ می کنی [شیطان][عینک] آخرین باری که اومدم 6 ماه بود پست جدید نذاشته بودی [نیشخند] ثانیا قالب جدیدت مبارک خیلی خوشگله ثالثا زود بگو این ماه روزهای زوج شیفت بودی یا فرد ... حافظه ام حرف نداره [خجالت] هفته آینده یک قرار می ذاریم [قلب][قلب][قلب][قلب]

طیبا

[قهقهه] واقعا بعضی ها افاده نیان و پرز ندن نمی تونن زندگی کنن انگاری من اینقدر از آدمهایی که تا میشینن می کنن من الم و بلم و.. ما ثروتمندیم از این جور حرفها می زنن اینقده بدم میاد[سبز]

پریسا

افه گذاشتن و پز الکی دادن اصلا خوب نیست ولی بعضیها با اینکار کمبودهاشونو برطرف میکنن. مهم نیست بذار خوش باشن. من فکر میکنم تو هم یه کم یه تنه به قاضی میری. مثلا اینکه حالا بعد از 3-4 سال دوستی فهمیده پسره به دردش نمیخوره. از نظر شما اشکالی داره؟ خوبه که فهمیده. مگه آدم با هر کی دوست شد باید باهاش ازدواج کنه[نیشخند][نیشخند]

ملودی

ای حرص میخورم از این ادمایی که اعتماد به نفس کاذب دارن ولی خوب بیچارهها دست خودشونم نیست چون زندگیشون مملو هست از عقده و گره های کور اینه که با این خالی بندیها میخوان خودشونو موجه ودست بالا نشون بدن شما هم اصلا حرص نخورین فقط در برابر این بلوفایی که میزنه یه لبخند معنی دار تحویلش بدین که از صد تا فحش بدتره

مهسا مامان ملودی

[قهقهه][خنده][قهقهه][خنده][قهقهه][خنده] خیلی باحال تعریف کردی آخه اینجور آدما شوهرایی مثل این آقا دارن که هی هندونه میذارن زیر بغلشون طرف هم فکر میکنه یه خبری هی اعتماد به نفس کاذبش بیشتر میشه.جالبتر اینه که خودشون هم میدونن که حرفاشون و پزهاشون هم واسه همه رو شده.اینجور کیسا فقط واسه خنده خوبن[نیشخند][نیشخند][نیشخند]

:)

شوهر كچل ... زن چاق .... چه زوج جوري هستين شما