محرم

خدای من چقدر محرمو دوست دارم .

از چهارشنبه تا امروز رو مرخصی گرفته بودم که بریم

شهر شو شو اینها برای اولین بار آخه خیلی تعریفشو شنیده بودم که

خیلی با صفاست آخه مامانم هم همشهری شو شو هست هم مامانم تعریف کرده بود هم

خانومهای دوستهای شو شو برای همین قرار گذاشته بودیم که دسته

جمعی بریم که هم به خاطر مریضی فندق هم به خاطر بدی آب و هوا

قسمت نشد که بریم .

تاسوعا شب به اصرار شوشو رفتیم محله مامانم اینها البته خیلی

نزدیک به هم هستیم ولی اونجا یه عالمه دیگه داره منو میبره به

دورانی که هیچ مسئولیتی نداشتم نه بچه نه شوشو یه بچه

دبیرستانیه ساده .

یادمه تازه اومده بودیم تویه این محل من هم اولین دوستام نسرین و

ندا بودند بعد از طریق اونها با بقیه بچه ها دوست شدم.

اون سال محرم خرداد ماه بود و فصل امتحانات من هم میرفتم دمه

خونه نسرین اینها چون خونشون سره کوچه هیئت بود یه عالمه

دختر اونجا جمع میشدیم من هم با کتابم میرفتم و یه خورده بچه

مثبت بود درس هم میخوندم البته توی شیطنت از اونها کم هم

نمیاوردم .

حالا چندین سال گذشته الان بچه نسرین دو هفته از فندق کوچیکتره

همه اونهایی که با هم بودیم ازدواج کردن

وضعیت همه عوض شده همه رفتن سر خونه و زندگیشون .

وقتی محرم میشه و دیدارها هم تازه میشه میبینم تغیرات رو لمسش

میکنم همه چی تغییر کرده فقط این نگاههای آشناست که اصلا

عوض نشده بعضی ها با شوهراشون هستند بعضی ها با

خانومهاشون هستن .

بعضی ها هم مثل من با شو شو و فندق که یه تکیه گاه محکم و

مطمئن رو برام فراهم کردن .

عاشقه دهه اول محرم هستم دلم میخواهد برم یه جا بشینم و های

های گریه کنم خیلی دلم میگیره .

قربونت برم امام حسین که عاشقانه دوست دارم .

/ 10 نظر / 5 بازدید
سمير

خوش به حال شما. من و دوستام که هر کدوم مال يه محل بوديم و بعد از ازدواج هم هرکدوم رفتن يه جای ديگه. سال به سال نميتونيم همديگه رو ببينيم. يکی دو تا نوحه هست هر سال دوس دارم بشنومشون. اما امسال نشنيدم. خيلی دلم گرفت. ديروز توی ماشين با شنيدن نوحه آبادانيا خيلی حال کردم.

مامان تينا و سينا

عزاداريهاتون قبول باشه ............ چشم و دلتون روشن از اومدن همسری ، سوغاتيهاتون هم مبارک باشه دلم واسه فندقی خيلی سوخت ايشالله که خوبه خوب شده باشه

طیبا

خوش به حالتون خانومی ما که اینجا از این خبرا نداشتیم راستشو بخواید خیلی هم دلم محرم می خواست خدا را شکر به شما خوش گذشته

بيتا مامان كيان و كيارش

پيروزه جونم معلومه حسابي حال كرديا، سوغاتياي خودتم خيلي خوشگل بودن، بلاچه چطوره بهتر شده، امروز اسم كيانو نوشتم يه مهد ديگه برام دعا كن.

زهرا

چشم و دلت روشن سوغاتيام مبارک

خانوم خانوما

مهسا مامان ملودی

salam arz shod khanom gol shoma ye bar oomadin sar zadin be ma dige nayoomadin?jaryan chie?are man ham ke 4 sale az in marasem door hastam delam tang shode hesabi .shoma be jaye ma oonja stefade kon.

کمیته‌ی پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند

به رغم گذشت بیش از 40 روز از بازداشت دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب هنوز از وضعیت نادر احسنی، سعید حبیبی، علی کلایی، مجید اشرف نژاد و پیمان پیران هیچ اطلاعی در دست نیست. آنان تا کنون هیچ تماس تلفنی با خانواده ی خود نداشته اند. همچنین مهدی اله یاری 1 ماه است که با خانواده ی خود تماس تلفنی نداشته است. کمیته ی پی جوی آزادی دانشجویان دربند نگرانی خود را از وضعیت این دانشجویان اعلام می دارد و تمامی افراد و سازمان های پیگیر آزادی دانشجویان را به لزوم توجه خاص به وضعیت آنان فرا می خواند ------------ برای حمایت از ما تنها کافیست لینک ما را در وبلاگ خود بگذارید