نمیدونم چرا جمعه ها اینجوری همش آدم حس اینو داره که حتما همین روز باید خونه تمیز بشه .

ما هم دیروز خونمون رو تمیز کردیم البته یه تمیزی سر سری یه تمیزی اساسی لازم داره که نمیدونم کی کارگر بگیرم و ازهمه مهمتر کیو بگیرم .

شام هم خونه خواهری اینها دعوت بودیم.

بعداز ظهر خوابیدیم و بعدش راه افتادیم خونه خواهری اینها تولد آزاده هم بود که  مامانش اینا براش یه گوشی خوشگل سامسونگ خریده بودن که خیلی دلم خواست .منتها الان اصلا نمیتونم که حتی بهش فکر کنم .

ساعت ٢ هم خوابیدیم و امروز صبح ساعت ۶ بیدار شدم و اومدم اداره .

اینجا هم که روزهای تعطیل کلا سوت و کوره و ادم خیلی حوصلش سر میره .

/ 9 نظر / 7 بازدید
IP

isphilosophy.com سایتی برای تمامی علاقه‌مندان به فلسفه پرونده‌ی خودکشی را بخوانید و...

نگار

وای خونه ما رو ببینی چی میگی قبلن همش یه زن شوهر پاکستانی میومدن خونه ما(الته 1 خوابه است رو تمیز میکردن من انقد خجالت میکشیدم که نگو از اتاق خواب در نمی یومدم شوشی سرشون وای می ایستاد اما انقد پرو بودن که نگو حاضر نبودن جز جارو و حمام و گاز کف اشپزخونه رو تمیز کنند منم بیخیال شدم من اصلا نمیدونم چه شکلی میشه خونه رو تمیز کرد اشپزیم خوبه اما تمیز کاریم افتضاح اینجام امروز فردا شنبه 1 شنبه س تعطیله مام مهمونیم[گل]

عسل

یه جورایی شرطی شدیم دیگه. باید حتما جمعه ها کوزتینگ داشته باشیم

مهسا مامان ملودی

اینجا یکشنبه ها اینجوریه حال آدم بد میشه دلم بیشتر واسه ایران تنگ میشه[ناراحت]

صحرا

دلم برات تنگ شده خانومی. جدی می گم . برا خودت و اون کپلچه نازت . منم جمعه ها که می شه باید حتما خونه رو زیر و رو کنم . برا همین به هیچ تفریح و گردشی نمی رسم معمولا

زهرا

اصلا انگار این جمعه ها برای گردگیری و البته حال گیریه[نیشخند]

[هورا]