جورواجور

6100.JPG

پنجشنبه که از ادره رفتم خونه سریع حاضر شدیم و سر راه رفتیم ماه

بانو برای تولد مامانم کیک خریدیم بعد هم رفتیم شهروند آب پرتغال

گیری رو گرفتم از بوستان هم یه ربع سکه گرفتم و رفتیم اونجا .

خواهری هم شام قورمه سبزی درست کرده بود با لازانیا شام خوردیم

 و ساعت ۱ و خورده ای بود که برگشتیم خونه .

6000.JPG

سو غاتیهامون هم شامله :مهر و تسبیح تبرک کربلا 

 پارچه گیپور صندل و کیف  پارچه شلواری برای

همسری  شلوار شمعی پیرهن مردونه زیرپوش  برای

فندق هم عروسک و کتونی .

دیروز هم دوباره از صبح رفتیم خونه مامانم اینها و آخر

شب بود که اومدیم البته مامانم انقدر خسته بود که از

 بعد از ظهر خوابید تا شب که ما میخواستیم بیایم .

البته دیروز من و خواهری یه دعوای شدید داشتیم و

فکر کنم که مامانم ناراحته اون بوده چون به خواهری

گفته که من تازه اومدم چرا پ اینجوری میکنه؟

البته من و خواهری بعد از دعوا با هم خوشحال و

خندان رفتیم بوستان .مامانم هنوز هم باهام قهره و

جواب تلفنمو نمیده .

امروز هم که اداره هستم بعد از ظهر هم قرار وبلاگیه

 توی بوستان باید بدو بدو از اینجا برم و مهمتر از همه

بدون فندق.

/ 10 نظر / 6 بازدید
ليلي مامان يونا

۱)چه کيک قشنگی ۲)دعوا؟! ۳)چرا فندق رو نميبری؟وقت نميکنی بری دنبالش؟ ۴)راستی سوغاتی يا هم مبارکه انشالله به سلامتی ۵)ممنونم که شمارمو به نيلو دادی ولی حيف شد نتونستم ببينمش ۶)فندق رو ببوس برای من ۷)اگه امروز نيلو رو ديدی سلام برسون ۸)به همه از طرف من سلام برسون و بگو خيلی مشتاق ديدارشون هستم

هستی

ووووووووووووووووووووووووووووووااااااااااااااااااااااااااااااااييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييیچرا دعوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خوب مامانی راست ميگه ديگه بنده خدا تازه از راه رسيده بايد شاهد دعوای شما دوتا خواهر باشه راستی سوغاتيا هم مبارک باشه

حديثه

خوب دعوا نکنين آبجی های خوب. چشمتون روشن و سوغاتيها مبارکتون باشه.با تندرستی و دل خوش ازشون استفاده کنید.دست مامانتون هم درد نکنه چه کيک خوشگل و خوشمزه ايه دستتون درد نکنه.شاد باشيد و سلامت هميشه و در کنار همقرار وبلاگی هم بهتون خوش بگذره

حديثه

راستی خانمی اگه امروز نيلو هم تو قرار وبلاگی بود از طرف منم سلام مخصوص برسونيد

مامان تينا و سينا

چشم و دلتون روشن خانم خوشگله اصلا يعنی چی که با دوست جونی من دعوا ميکنی و بعدش با هم راه می افتين به طرف بوستان ؟ سوغاتی هاتون هم مبارکه . دست مامان گلت درد نکنه ، خيلی زحمت کشيده قرار وبلاگی هم خوش بگذره جای ما رو هم خالی کنين

شيرين

مامانها اين دعواها رو جدي ميگيرن ..ناراحت نباش باهات آشتی ميکنه . نميتونن دلش طاقت نمياره ..

افسانه

زيارت مادرمهربونت قبول باشه تولدش مبارک ايشالله تولد صد سالگی

طیبا

به به چه کادوهای خوشگلی دست مادرتون درد نکنه خودتو ناراحت نکن مادر حتما شما را می بخشن . آشتی می کنن در ضمن قرار وبلاگی بهتون خوش بگذره جای من را هم خالی کنید