هفته قبل رو همش تو دو تا دندونپزشکی مختلف گذروندم یه روز میرفتم مطب دختر عمم یه روز دیگه میرفتم پیش اون دکتر پروتز کاره

دیگه سر تا پام بوی دندونپزشکی میده حالا خدا کنه زودی درست بشه دیگه راحت بشم

دیروز مامان جونم رفت کربلا چقدر ذوق داشت و خوشحال بود میگفت کاشکی تو هم میومدی

امروز هم که سرکار بودم و دیگه آخرشه باید برم .

/ 6 نظر / 4 بازدید
لیلی مامان یونا

سلام خوبه بازم میتونی بری دندان پزشک من با یونا فرصت نمیکنم و دندونای بیچاره ام دارن یکی یکی خراب میشن. سفر مامان بی خطر و انشالله به سلامتی برن و برگردن.

حدیثه

خصوصی داری[چشمک][گل][قلب][خداحافظ]

نگار

وای منم ازدندون پزشکی متنفرم

مژگان مامان (آندیاعسلی)

سلام عزیز دل ... اولا که بسیار کار خوبی کردین که به داد دندونهای مبارک می رسین ... جای مارو هم در مطبهای دندانپزشکی خالی بفرمایین که فعلا اصلا فرصت نداریم بریم سراغشون [ناراحت] ثانیا جای مامان گلتون خالی نباشه و سفرشون بیخطر و زیارتشون هم قبول درگاه حق و امیدواریم که با دستانی پر از سوغاتی و خاطرات قشنگ برگردن [قلب] ثالثا 4 شنبه همون ساعت خوبه ؟[سوال] رابعا فندق جونم رو ببوسین تا نوبت به خودمون برسه [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

من و دلنوشته هام

وای چقدر از دندونپزشکی رفتن بدم میاد حالا خدا کنه نتیجه بده و تا یه مدتی دیگه پات اینجور جاها باز نشه چقدر از خوندن مشکل همسایه تون ناراحت شدم امیدوارم تا حالا حل شده باشه

خانم خونه

به سلامتی مامانت رفته کربلا ؟ ایشالله قسمتت بشه شما هم بری . پست پایین و خوندم کلی اعصابم به هم ریخت. الان چطوریه اوضاشون ؟ بچش چی شد ؟ اعصابم به هم ریخت دختر