روز شوشو

دیروز صبح قصد داشتم با فندق  بریم استخر .

اون هم سانس ٨ و نیم تا ١٢ و نیم ساعت یک ربع به ٩ از خواب بیدار شدیم و دیدم دیره تا بریم اونجا میشه ١٠ و خردهای فایده نداره .

حالا با چه هولی رفتیم کلاه خریدیم البته بد هم نشد یه جایی افتتاح یه رستوران سنتی بود به صرف بستنی و میوه و شیرینی دعوت شدیم مردم با چا تیپایی اومده بودن اونوقت شوشو جان با دمپایی (سر کوچمون)و من هم بدون آرایش از اداره اومده بودم و داغون فقط این وسط فندق تیپش خوب بود.

شام هم میدادن که دیگه شو شو جان اعتماد به نفسش در حد ٠ اومده بود پایین و دیگه دوام نیاورد و نذاشت بیشتر بمونیم و حالا بویه جوجه کباب هم میومد بهش گفتم خیلی بد جنسی من دلم خواست اومدیم از سر کوچمون گرفت .

به مناسبت دیروز هم براش یه پیرهن گرفتم که براش کوچک بود با فندق جونی هم رفتیم ماه بانو  میخواستم براش کیک کوچولو بخرم که نداشت همش بزرگ بود من هم شیرینی تر گرفتم .

بعد از ظهر هم رفتیم بوستان پیرهنش رو عوض کردیم و یه سری هم گلدون دکوری خریدم برای دکورمون.

/ 7 نظر / 5 بازدید
طیبا

کادوی همسرتون خیلی خیلی مبارکشون باشه و در ضمن روزشون هم مبارک[گل] وای چه جالب که موقع افتتاح به همه بستنی و غذا می دادن[نیشخند]

ملودی

از قرار معلوم تو هم خونتون غرب تهرانه مگه نه؟(از بوستان فهمیدم) ما هم غرب هستیم راستی عزیزم یه دفعه عکس این فندقتو بزار تو وبلاگت ببینیمش حدس میزنم خیلی خوردنی باشه[ماچ][گل][قلب]

بيتا مامان كيان و كيارش

سلام عزيزم زيارت قبول من نفهميدم قطار دوميه سالنيه يعني چي يعني كوپه كوپه نيست، ميشه توضيح بدي؟؟؟

مهسا مامان ملودی

سلام خانمی احوال شما ؟میبینم که بهتون خوش گذشته بیده عوض اینکه بری استخر لاغر کنی غذا خوردی بیشتر کیف کردی.انشالا همیشه بهتون خوش بگذره.[گل]

مهسا مامان ملودی

راستی من مجتمع بوستان رو خیلی خیلی دوست دارم همونی که تو میدون پونک هست دیگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟یه روز اونجا کلی خرید کردم و واقعا بهم خوش گذشت.

مریسام

[گل][گل]ممنون که به وبلاگم سرزدی[گل][گل]

پسر عاقل

آفرین دختر خوبی شدی می بینم که تریپ متکدی رفتید رستوران بابا اعتماد به نفس