گزارش

چهارشنبه از اداره زود رفتم و جمع و جور کردیم و ساعت ٧ راه افتادیم .بلیطمون هم ساعت ٢٠ دقیقه به ٩ بود.

تصمیم هم گرفتیم که با ماشین خودمون بریم چون آژانس تا اونجا ۶۵٠٠ میگرفت ببره برگشتن هم احتمالا ١٠ تومن ترجیح دادیم که ٨٠٠٠ تومن پول پارکینگ بدیم و راحت بریم .

قطارمون سیمرغ بود و یه کوپه هم داشتیم راحت بود خیلی ساعت ٨ و تیم هم رسیدیم مشهد و مستقیم رفتیم هتل اترک .

از هتلش نسبت به ستارش اصلا و ابدا خوشم نیومد ولی حسنش این بود که نزدیک حرم بود .

ظهر همگی با هم رفتیم حرم خیلی خیلی گرم بود و ترجیح دادیم دیگه فندق رو تو روز نبریم که خیلی اذیت نشه .

بعد از ظهر هم رفتیم پارک ملت آخر شب هم رفتیم حرم .

جمعه صبح هم خودم برای نماز صبح رفتم حرم که خیلی بهم چسبید چون مراسم مولودی خونی هم داشتن برگشتم حرم ساعت ٩ بود با شوشو و فندقی رفتیم صبحانه خوردیم.

کوه سنگی رفتیم امامزاده یاسر و ناصر رفتیم طرقبه توس الماس شرق..

روز اول همچنان تو فاز نخوردن بودم ولی از روز دوم دیگه همچین زدم به پایش و حسابی خوردم و بهم خیلی مزه داد .

یکشنبه صبح هم برگشتیم با قطار پردیس از این سالنیهاست به نظرم خیلی راحت اومد (چهار تا صندلی هم داشتیم )ولی رسیدم خونه از بدن درد مردم .

این از ماجرای سفر دیروز هم رفتم خونه مامانم اینها و شب هم خودمونو انداختیم شام خونه خواهری .

/ 10 نظر / 6 بازدید
...

خره پاك نكن... عبرت بگير

پسر عاقل

رسيدن بخير عزيزم كل برات نظر گذاشتم تو كامنت هاي قبليت برو حالشو ببر

انتظار معشوق

صدای نگاه گاه مثل ترنم روان یک قطره اشک روی پوست صورت است ، اون موقعی که فقط حس ای و می خوای بترکی و لی هیچ کلمه ای تو ذهنت نیست ، انگار نه انگار که خون تو مغزته ، قلبت فرمانده است ...

ملودی

رسیدن بخیر عزیزم[گل] راستی من اپم

طیبا

زیارت قبول خانمی امیدوارم به شما و فندق کوچولو و همسرتون خوش گذشته باشه[بغل][قلب]

ندا

همیشه در سفر زیارت قبول خانمی

مهسا مامان ملودی

سلام زیارت قبول خانمی دعا کردی یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پسر عاقل

می بینم که نظرات گوهربار منو پاک می کنی جوجه