سلام

دوشنبه مرخصی بودم و خونه تشریف داشتم البته دوستم پیشم بود .

امروز اصلا حس نداشتم بیام سه روز که میمونم خونه پشتم حسابی باد میخوره .

دیشب فندقی گذاشتم خونه مامانم اینها و با شوشو دو تایی رفتیم برای خرید خوشخواب

خوشخوابمون نمیدونم تقلبی بوده یا جنسش خوب نبوده که انقدر نازک شده که انگاری روی چوب میخوابی

دیگه بالجبار رفتیم میدان پونک و یه خوشخواب تمام طبی مارک زیمونس خریدیم که میگفت ١٠ سال ضمانت داره امیدوارم که این یکی خوب باشه .

تصمیم گرفتم از این به بعد با هر کی عینه خودش رفتار کنم چرا من همیشه باید حرف بخورم و سکوت کنم و همیشه تو این گیر و دار باشم که نکنه به یکی بربخوره نکنه ناراحت بشه 

این که نمیشه همه هر جوری که دلشون میخواهد با من رفتار کنن و من سکوت کنم و بریزم تو خودم 

من درسته که خیلی شاد و شیطون هستم ولی به همون اندازه هم حساس و دل نازکم 

روا نیست چیزی که در مورد من صدق نمیکنه به من نسبت داده بشه و من مجبور باشم به خاطر این که طرف مقابلم ناراحت نشه سکوت کنم

من هم بلدم خیلی خوشگل به همه بتوپم و همه رو زیر و رو کنم ولی نمیکردم

از این به بعد به همه میتوپم از چیزی رنجیدم میگم کاری رو که کردم زودی به رو میارم که نکنه فراموش بشه