یه چند رو زبود فکر میکردم که چه کار کنم که قیافم یه تغیر اساسی بکنه که مظلوم تر از همه اعضای صورت به ابروانم گیر دادم .

ابروهای من هشته و رو به سمت پایین به این فکر افتادم که دنبالشو بتراشم و به سمت بالا ببرمش .

با یکی از دوستام که خیلی قرتی مرتیه و به خودش میرسه مشورت کردم گفت نکن این کارو پشیمون میشی و قرار شد که با هم یه آرایشگاه خوب بریم .

ما هم دیروز صبح شوشویی نشوندیم تو خونه و فندقی رو هم سپردیم و رفتیم آرایشگاه .

خانومه با اون مدلی که خودم گفتم موافق نبود و گغت چون فاصله چشم و ابروت زیاده خوب نمیشه ولی مدلشو عوض کرد تا شوشو دید خیلی خوشش اومد و تغییر کردی .

به اصرار دوستم اومدم خونه و فندقی رو برداشتم رفتیم خونشون تا ساعت ۵ اونجا بودم و بعدش رفتم دندونپزشکی برای اینکه قالب دندنم رو امتحان کنه که شوشو هم اومد اونجا بعدش فندقی رو بردیم دندونپزشکی و از اون طرف هم ماهی خریدیم و اومدیم خونه و شام سبزی پلو با ماهی درست کردیم که البته من سبزی پلو نخوردم .

همسایمون هم نیستش و مثل اینکه رفته خونه خواهرش دیشب که اومدم یه یادداشت رم درمون بود که من رفتم    اکرم

هنوز بچشو بهش ندادن و همچنان حالش خرابه .