دیروز قرار بود فروشنده بیاد مبلها رو ببره و یه رسید بگیره که تحویلش دادیم که باری همین منظور شوشو خان مجبور شد مرخصی بگیره.

ساعت ٢ هم وقت داشت که دوباره بره دادگاه که رضایت بده و پولو پس بگیره .

وقتی برگشت عصبی بود گفتم چی شده گفت انقدر با فروشنده صفا بود که خدا میدونه از ٣۵٠ هزار تومن ٣٠٠ تومن دادن و جالبی قضیه اینه که جریمه فروشنده از یک ملیون و دویست هزار تومن به ٣٠ هزار تومن کاهش پیدا کرده واقعا خنده دار بوده .شوشو گفت از وزارت بازرگانی تا سر بلوار کشاورز از شدت عصبانیت پیاده رفتم تو اون گرما .

بهش گفتم درسته ما نزدیک ١٠٠ هزار تومن ضرر کردیم و تو هم خیلی از کارت زدی و هی رفتی اونجا ولی اگه شکایت نکرده بود با مبل خراب و شکسته باید چه کار میکریم؟هی باید میدادیمش برای تعمیر اینو که گفتم یه ریزه راحت شد .

بعد از ظهر هم رفتم کفش فروشی و فروشنده جونی مودب گفت هر مدل خواستی بردار که یه مدل دیگه برداشتم که امروز همه همکارام بهم گفتن این قشنگتره .

بعد از اون هم رفتیم بوستان و یه مدل مبل دیدیم و پسندیدم و قرار شد رنگ پارچشو عوض کنه (صورتی چرک)و هفته دیگه تحویل بده ولی این فقط یه دونفره داره و یک تک نفره (ما خودمون نیم نخواستیم)شد ٣۵٠ تومن .

دیگه امروز هم  رفتیم دیدن یکی از همکارهای قبلیمون که بازنشست شده بود چند سال پیش منتها الان رودش خونریزی کرده بود .

۵ نفر بودیم ریختیم تو جی ال ایکس رئیسمون حالا چه جوری نشستیم و تا اون جا چقدر گفتیم و خندیدم بمانننننننننننننننند.