سلام

میگما من مثلا میخواستم اینجا یواشکی باشه و هیچ کس نفهمه منتها خوب چه میشه کرد که آبجی بزرگه همه چیو خراب کررررررررررررررررررررد.حالا هی بیا قسمو و آیه بخور که به خدا خودم درست کردم اما خوب باورش نمیشه دیگه

چه صبحه برفیه قشنگیه امروز .من هم شیفت هستم و پنجشنبه ها سرویس نداریم بنا براین همراه آقای همسر با هم اومدیم.الان هم که هستم در خدمته شما .

سه شنبه از اداره که تعطیل شدم با مامانم دمه بوستان قرار داشتم که بریم برای تولد شوشو کادو بخره که یه شلوار پارچه ای من براش پسندیدم و یه پلیور طرحه اسکاچ (رو که نیست )بعدش هم از طرف خودم رفتیم ا زشهروند یه دونه از کیفهایی که شل هستن اما جادار و بندیه خریدم دیگه هیچی من رفتم خونه .

دیروز هم کار خاصی انجام ندادم و فقط شب رفتیم خونه همکار شوشوالبته قبلش شام درست کردم اون هم  خوراک لوبیا سبز.  خیلی خیلی خانومشو دوست دارم دختره خوبیه منتها اون هم تقریبا عینه همه دلش از خانواده شوهرش پره پره .

نزدیکای ساعت ۱۱ و نیم بود که رسیدیم خونه و شام خوردیم و لالا .

پن:به شو شو گفتم ماشینو بیاره دمه اداره که من ساعت ۶ و بیست دقیقه برم اخه مجوز دارم .