شوشو جونم دیروز صبخ تلفن زد که دیشب پروازمون بوده لغو شده

الان هم برامون هتل گرفتن احتمالا امشب بیام .

دیگه ساعت ۴ صبح اومد و منو در حال فندق داری دید .

آخه فندقم بدجوری مریض شده و دیشب هم تب کرده بود .

دیگه کلی حالش گرفت یه کوچولو هم تعریف کردیم و سوغاتیامو

نشون داد منتها یه چمدونش رو دسته دوستش داده بود که اون با

یه پرواز دیگه اومده بود .

دیگه این که مامانم هم رفته خونه خودشون دلم گرفته بهش

بدجوری عادت کرده بودم .الان یه ذره هم دوباره دلم گرفته .

البته خیلی راحت شدم وقتی شو شو اومد احساس میکنم این چند

روز یه مدله دیگه باید زندگی میکردم الان برگشتم به روال طبیعی .

عکسه سوغاتیام هم تویه پست بعدی ایشالله