سلام

امروز اداره فوق العاده شلوغ پلوغه اکثر پروازها کنسل شده هوای

شهرستانها خرابه هواپیماههایی هم که بلند میشن تا نصفه میرن

برمیگردن .اصلا اداره خیلی ... تو ... شده .

امروز هم مامانم داره از کربلا میاد با خواهری که تماس گرفتم گفت

 تا نیم ساعت دیگه شو شو ش میخواد بره دنباله مامانم .

من هم که شیفتم و شو شو هم ادره است بهش زنگ زدم که ببینم

میتونه بره یا نه ؟پیداش نمیکنم تویه قسمتشون نیست موبایلش هم که

آنتن نمیده .

دیشب تا صبح همش خوابهای پریشون دیدم دلم خیلی برای مامانم

شور میزد آخه مامانم اصلا از جاده میترسه حالا که دیگه هوا این

طوری هم هست .

شوشو هم سرما خورده ولی میگه نه من مریض نیستم فقط ابریزش

دارم میترسم فندق هم بگیره آخه دیروز یکی دو تا چشمه اومد .

من هم دیروز آب پرتغال و لیمو شیرین برای پدر و دختر گرفتم راه

به راه چایی میذاشتم سوپ درست کردم با سبزی پلو گوشت برای

امروز نهار فندق البته دیشب هم از ش خوردن .

من چه همسر و مامانه خوبیییییییییییییییییییییییم چقدر فعالیت کردم آخه

از مریضی متنفرم فندق جون هم که اگه دور از جون مریض بشه

دردسر داره .

نیم ساعت پیش هم با افسانه جون رفتیم فروشگاه که اونجا هم بسته

بود و نوشته بود که سیستمهای کامپیوتری خرابه و از این صحبتها و

 کنف برگشتیم .

آخه فردا تولد مامانم هم هست میخواستم براش اب پرتغال گیری بخرم

برای کادوی کربلاش هم میخواهم ربع سکه بگیرم .